قریه : به ده،دهکده،شهر وهرجایی گفته میشو  دکه مسکن افرادکم یا زیادباشد.اگرگروهی ازمردان وزنان درمکانی سکونت گزینند،به شکلی که مطاکن ومنازلشان بهم وصل باشد محل زندگی آنان قریا است.
ناس : بیش از دویست بار درقران بکار رفته است و به معنای اسمی است که برای جمع وضع شده ومفردآن انسان است.
ملت : این واژه درقرآن به معنای کیش،شریعت،آیین و مذهب است.طبق آیه نه سوره نحل ملت و دین دواسمی هستند که خداوند برسنت و سیره انبیا نهاده است.
امت : درقرآن چندبار تکرارشده وبرخی آن را به معنای جماعتی دانسته اند که برای آنان پیامبری آمده باشد.ولی برخی هم به گروه یاجمعیتی اطلاق میکنند که به پیامبر و فرستاده الهی ایمان آورده باشند.
طایفه : به گروهی که بیش از سه نفر و کمتراز هزارنفرباشد اطلاق میشود.درمقاییس اللغه آمده است طایفه گروهی از مردم راگویند که پیرامون شخصی گردایند و به پاره ای ازیک شی هم گفته میشود.
قبیله : برگروهی که بیش از عشیره باشند اطلاق میشود.قبیله بزرگتراز عماره و عماره بزرگتر از بطن و بطن بزرگتر از فخذ است.افراد قبیله دارای لهجه واحدی بوده و دریک مکان زندگی می کنند.
شعب : بزرگتر از قبیله و قبیله بزرگتر از عماره است.
باتوجه به واژه های فوق میتوان جامعه را ازنگاه قرآن چنین تعریف کرد:
به گروهی ازافراد اطلاق میشود که باهدف مشترک،ملاک و معیارمعین و سنت خاص به پیروی از فردی درمکان خاص گردهم آمده باشند

برگرفته از کتاب " تفسیر موضوعی قرآن کریم جامعه درقرآن" نوشته ی آیه الله جوادی آملی

+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم دی 1391ساعت 15:14 توسط |